حدود دو هفته از آغاز التهاب اجتماعی میگذرد که با اعتراض برخی از بازاریان به خاطر افزایش شدید قیمت دلار شروع شد. در همین ده پانزده روز، جامعه شاهد اتفاقات عجیبی بوده است. اعتراضی که با بازاریان و به خاطر واکنش به افزایش قیمت دلار آغاز شده بود، بعد از مدتی تغییر جهت داد و با ورود بازیگرانی که اهداف دیگری را دنبال میکردند و از سوی کسانی خارج از کشور حمایت میشدند، رنگ خشونت به خود گرفت. نگاهی به تعداد شهدای امنیت و نیروهای انتظامی به خوبی روشن کننده شرایط سختی است که بر جامعه گذشته است و اگر این روزها اغلب شهرهای کشور آرامش یافتهاند به قیمت خون آن عزیزان و عدم همراهی مردم با ساختارشکنان بوده است.
مسالهای که در این بین وجود دارد، چرایی گسترش سریع اعتراضات مردم به شهرهای کوچک و بزرگ بوده است. درست است که با ورود عدهای اغتشاشگر، مردم صف خود را جدا کردند، اما به این سوال باید پاسخ داد که چرا با اعتراض بازاریان، شهرهای کوچک و بزرگ هم با مطالبات اقتصادی، به اعتراضات پیوستند؟ البته باید به این نکته توجه داشت که اگر امروز میدان را خالی کردهاند تا نیروهای امنیتی بتوانند ساختارشکنان را سرجای خود بنشانند، به این معنا نیست که پاسخ مطالبات خود را دریافت کردهاند. «رحمان ک»، یکی از مغازهداران حاشیه خیابان جمهوری در پاسخ به چرایی اعتراض اولیه و سکوت بعدی میگوید: «اعتراض واقعا خودجوش بود. وقتی نمیتوانی چیزی بفروشی، وقتی نمیتوانی چیزی بخری، چه کاری از دستت ساخته است؟ همه بازاریها از وضعیت ناراضی هستند. در طول همین دو سه هفته چرا قیمت یک جنس باید دو برابر شود؟ گرفتاری بازاریها این است که وقتی قیمتها بالا میرود، نه میتوانند با این عنوان که آن را ارزان خریدهاند، با قیمت اولیه بفروشند و نه واقعا خدا را خوش میآید که گرانتر از قیمت بفروشند. همه بازاریها اینطور فکر میکنند که اگر جنسی را بفروشند، نمیتوانند جای خالی آن را پُر کنند». او درباره سکوت این روزهای بازاریها میگوید: «همه دیدیم که چه اتفاقی افتاد. ما که اعتراض داشتیم که نیامده بودیم بانک آتش بزنیم. نیامده بودیم که مغازههای دیگر را تخریب کنیم. وقتی عدهای کار را به خشونت کشیدند، معلوم بود که دیگر جایی برای اعتراض نیست، اما واقعا کسی به اعتراض ما جواب نداده، یعنی هنوز تغییری دیده نشده است».
روش حکمرانی
اگر ماجرای سال ۱۴۰۱ را جدا کنیم، اعتراضات سال ۹۸ و ۹۶ را میتوان با اعتراض روزهای اخیر از یک جنس دانست. به راستی از سال ۹۶ تا امروز که حدود هشت سال میگذرد، چرا مسئولان دولتهای مختلف، با دیدگاههای متفاوت نباید بتوانند تورم را حل کنند؟ آیا ادامه داشتن تورم و خم شدن کمر طبقههای متوسط و ضعیف به تحریمها مربوط است؟ سعید لیلاز اقتصاددان چنین نظری ندارد. او معتقد است تحریم فقط یک بار به اقتصاد کشور شوک وارد میکند. همان زمان که اعلام میشود که تحریم در میان آمده، شوکی به اقتصاد وارد میشود، اما این شوک پیوسته نیست و همانطور که از اسمش پیداست شوک است، میآید و ضربه میزند و دوباره وضعیت آرام میشود. اثر شوک ناشی از تحریم یکبار به اقتصاد وارد میشود، اما بعد از آن روش حکمرانی و ابعاد فساد تاثیر بیشتری دارد و این است که موجب ادامه یافتن تورم شده است. در باب روش حکمرانی که به آسانی میتواند جلو فساد را بگیرد یا به آن دامن بزند، مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران معتقد است: امروزه واقعیتی را مشاهده میکنیم که با مسئولانی در برخی بخشها مواجه هستیم که فاقد دانش و تجربه لازم در آن زمینه هستند و به دلایل مختلفی روی این صندلیها قرار گرفتهاند. وی تاکید میکند که افرادی روی صندلیهای اشتباهی نشستهاند.
تکرار اعتراضها
درست است که اعتراضات اخیر را میتوان شبیه یا ادامه اعتراض سالهای ۹۶ و ۹۸ دانست، اما یک تفاوت بسیار مهم وجود دارد. این تفاوت نه در جنس اعتراضات و نه حتی مطالبه مردم که در ادبیات مسئولان درباره دلایل خشن شدن آن است. در آن اعتراضات هیچگاه سخن از نفوذیهای دشمن دربین صفوف معترضان نبود و حداکثر کسانی تحت تاثیر القائات دشمنان دچار انحراف شده بودند، اما این بار در سخنان برخی مسئولان بلندپایه از ترکیب «تروریستهای داعشی» استفاده شد. به عبارت دیگر این بار عدهای به مثابه مامورهای نفوذی دربین معترضان بودهاند و دست به کشتار زدهاند. عراقچی در گفتوگو با الجزیره گفت: «اگر رسانههای اسرائیلی را دنبال کنید، همیشه تکرار میکردند که وضعیت در ایران تحت کنترل اسرائیل است و عواملشان در میان معترضان میچرخند و به زبان فارسی صحبت میکنند». وی میافزاید: «موساد در تلاش بود عوامل تروریستی خود را به ایران بیاورد. سلاحها از کجا آمد؟ سلاحها میان معترضان توزیع شد و وحشت و ترس ایجاد کردند. این پدیده کاملا متفاوت از اعتراض عادی است». در همین راستا تصاویر و ویدئوهایی منتشر شد که عدهای با سر و روی پوشیده اسلحه گرم در دست داشته و شلیک میکردند. همان معدود تصاویر و فیلمهای منتشر شده به خوبی اوج گرفتن خشونت را نشان میداد؛ خشونتی که با آتش زدن چند مسجد، اداره دولتی و بانک ادامه داشت. با اوج گرفتن خشونت تعداد کشته شدهها ناگهان زیاد شد. افزایش تعداد جانباختگان را میتوان از شلوغی بهشت زهرا دریافت. آیا اعلام تعداد جانباختگان بر دامنه خشونت میافزاید؟ آیا اعلام تعداد شهدا و مجروحان موجب کم شدن دلهره و اضطراب عموم مردم میشود؟ هر چه باشد هنوز آمار رسمی اعلام نشده است. برخی خبرگزاریهای خارج از کشور اعدادی را مطرح میکنند که نتیجهای جز افزایش دلهره و نگرانی در بین عموم مردم ندارد. آیا بهتر نیست چنین آماری از سوی مسئولان اعلام شود؟
مطبوعات در تنگنا
در همین احوال با وجود سکوت مسئولان درباره اتفاقات اخیر و نیز جولان خبرگزاریهای خارج از کشور، اینترنت کشور قطع شد. در ابتدای امر حتی شبکه بانکی هم از دسترس خارج شد، اما روز بعد به روال عادی برگشت. کارهایی که در بستر دیجیتال انجام میشد، خاموش شد. علاوه بر آن خدمات مخابرات به حداقل رسید و سرویس پیامک هم قطع شد. کسانی که در حوزه مطبوعات کاغذی فعال هستند، حتما آن دو سه روز اول را به خاطر خواهند سپرد؛ انتشار روزنامه در شرایط سخت! هنوز هم، تا لحظه تهیه این گزارش، شبکههای داخلی بله، سروش و... نتوانستهاند خدمات خود را به کاربران ارائه دهند و صرفا شبکههای اطلاع رسانی بر این بسترها فعال هستند و امکان انتقال داده بین کاربران وجود ندارد. دلیل این قطع شدگی از سوی مسئولان قطع ارتباط خارج کشور با عناصر داخلی آشوب بوده است. در اثنای جنگ ۱۲ روزه هم اینترنت کشور قطع شد، اما آن روزها کسی کوچکترین اعتراضی از این بابت نداشت. به دلیل شفافسازی انجام شده عموم مردم میدانستند که اینترنت بستری برای انتقال اطلاعات به دشمن بوده و تقریبا همه با رضایت در انتظار پایان آن روزها بودند، اما این روزها که اینترنت قطع شده، کمتر کسی توانسته است قطعی آن را تحمل کند. نکته جالب این است که وقتی پای دشمن خارجی در بین باشد، همه کاربران قطعی اینترنت را تحمل میکنند، اما حالا با وجود اعلام فعالیت عدهای نفوذی در بین معترضان، که از سوی عراقچی اعلام شده، کمتر کسی قطعی اینترنت را پذیرفته است. نگاهی به پیام کاربران در سایتهای خبری نشان دهنده میزان ناراحتی آنها از قطع شدن این امکان ارتباطی است. هیچ تردیدی نیست که هر یک روز که میگذرد، بر ناراحتی کاربران افزوده میشود و سوال این است که چرا صداوسیما با دعوت از مسئولانی که در این مهم تصمیمگیر بودهاند، برای مردم دلیل قطعی را شرح نمیدهد؟ چرا صداوسیما از فرصت قطع اینترنت نمیتواند استفاده کند و با نشان دادن میزانی از تعادل، مرجعیت از دست رفته را به خود بازگرداند؟ آیا این انتظاری بیش از طاقت صداوسیما است؟ آیا صداوسیما نمیتواند نقش موثری در اطلاع رسانی و کاستن از ابهام مخاطبان ایفا کند؟ این مساله صرف نظر از موضوع دعوت از کارشناسان سیاسی و برنامههای گفتوگو محور است که به قول معروف داستانی است پر آب چشم! مهدی اقراریان در یک گفتوگو درباره صداوسیما گفته است: «یکی از مکانهایی که میتواند محل حضور منتقدان و شنیده شدن صدای آنها باشد، صداوسیما است که باید فرد را بدون نگاه سیاسی و جریانی از همه طیفها برای بیان اعتراضها و نقدهایش دعوت کند، اما میبینیم که صداوسیما در پرداختن به یکسری مسائل، رویکرد یک طرفهای را دنبال میکند و نتوانسته به عنوان مرجع، جایگاه خود را حفظ کند. متأسفانه بخشی از جامعه، دیگر صداوسیما را به عنوان مرجع رسانهای بیطرف نمیشناسد».
آرامش، بعد از التهاب
اکنون که جامعه کمکم از التهاب و اضطراب فاصله میگیرد و گام به آرامش میگذارد، اگر چند مساله مهم برای مردم روشن نشود، بدون تردید خشم و ناراحتی در جامعه باقی خواهد ماند. خبرهایی که از وضعیت بهشت زهرا منتشر شده، برای مردم ابهام ایجاد کرده است. خبرهای غیر رسمی از حد گذشته است و لازم است مسئولان به هر ترتیبی که میدانند پاسخگوی سوالات و ابهامات مردم باشند. این روزها وضعیت بهشت زهرا چنان است که دل هر فردی را به درد میآورد. جمعیت سیاهپوش در انتظار دریافت پیکر عزیزانش لحظات سختی را میگذراند. مرد جوانی میگفت برای تحویل گرفتن پیکر برادر همسرش آمده که در شهر قدس تیر به کتفش خورده است. کسی میگوید: گلوله به گلوی پسر جوان اصابت کرده و بعد از چند روز که در کما بوده، سرانجام جان داده است. اندوه متراکم بر بهشت زهرا سنگینی میکند و از قطعهای که اغلب جانباختگان این روزها را در آن دفن میکنند، صدای شیون به گوش میرسد.
سوگ، بر شانههای موازی
نهایت اینکه اگر این جوانان به خاطر تیر شلیک شده از سلاح نفوذیها شهید شده باشند، سوالهای متعددی در ذهن ایجاد میشود و، چون مردم ما نشان دادهاند که وقتی پای دشمن در میان است با کسی مماشات نمیکنند، بهتر است به این مردم اعتماد کرد و اجازه داد خودشان از کشورشان در ساحت عمومی دفاع کنند. هرچه زودتر باید فضا باز شود تا عموم مردم به زندگی آرام خود برگردند. بسته ماندن فضا معنایی جز ادامه داشتن شرایط خطیر ندارد. در چند شب گذشته، تقریبا تمام محلهها و مناطق تهران آرام بوده است. آیا بهتر نیست مسئولان هم گامی بردارند و بقیه ماجرا را به عهده مردم بگذارند؟ در این میان موثرترین عملکرد مردم که دشمنان کشور را ناامید خواهد کرد، چیزی نیست جز بازگشت به زندگی آرام. این محکمترین سیلی است که به گوش همه بدخواهان این کشور نواخته خواهد شد. با بازگرداندن شرایط به وضعیت آرام، مردم میتوانند سوگ را با هم تقسیم کنند؛ همچنان که در سختترین روزها، یکدیگر را حمایت کردهاند که حمل سنگینترین سوگ، بر شانههای موازی بسیار آسانتر خواهد بود از تحمل سوگواری در تنهایی.